دنيا زيباست هر آنکه تو آنرا زيبا بينی اين تويی که تعيين ميکنی دنيا چگونه بايد باشد تويی که با اعمالت با طرز نگاهت آنرا نقاشی میکنی . به نظر من خداوند مهربان ما وقتی ما را به اين دنيا فرستاد یه قلم مو به دستمان داد تا با آن دنيای خود را نقاشی کنيم ( نقش زنيم بر اين دنيا جاری کنيم رودی بر پاداريم کوهی )البته منظور من ازاين رود باآن رودی که در نظر تو ميآيد فرق می کند دررود من آب جاري نيست در کوه من سنگی نيست رود مرا صبر هدايت مکند کوه مرا استقامت برپا ميدارد توی اين دنيا خيلی چيزها وجود داره که تو را عذاب ميده ولی تو بايد بدونی که اگه اون چيزو از تابلوی نقاشی خود پاک کنی تابلوی تو زشت ميشه اون موقع است که تو مجبور ميشی که تابلوی نقاشی خودتو بشکنی پس مجبوری برای اون چيز توی تابلوت سهمی قائل بشی به قول بعضی ها :( زندگی جشنی است که به اجبار در آن شرکت کردی پس اگر خواهی که اين جشن زيبا باشد در آن زيبا برقص) پس بيا تصميم بگيريم از چيز های زشتی که مجبوريم داشته باشيم با چيزهای زيبايی که داريم يک نقاشی زيبا بکشيم بعضی وقتها زشتيهاست که تابلوی نقاشی تو را زيبا ميکند هر چند کشيدن اون برای تو خيلی سخت باشد پس موفق باشید.

